
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «قبول کن قیافه خیلی مهمه» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من و امیرحسیناونزمانی که بلاگفا قدرتنمایی میکرداز طریق وبلاگامونباهماشنا شدیماولین بار هم تهران دیدیمامیر حسینپربود از ادبیات و شعر و کتاب و ذوق و شورو خب من هم همون احمق پرمدعای توخالی همیشگیاما خب حرفهای م...
ادامه مطلب
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «نه،نگیرینشون لطفا» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کارم ازم نگیرینخونم ازمنگیریننه این که زندگی کردن با پدر مادرم بد باشهاتفاقا خیلی خوب و مهربونننه اینکه کارمند بودن و واسه کسیکارکردنبد باشهکه بی شک مزایایخودش داره به خصوص تو این وضع اقتصادی که یک حقوق ثابت واقع...
ادامه مطلب
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «طولانی» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بعد از حدود ۴۰ سال زندگی مشترکبعد چیزی حدود ۴۰ سال کل کلو جرو بحث کوچیک و بزرگمامان و بابا پرچمسفید بردن بالایک صلح پایدارحالا اونا دیگه همزمان دلشون واسه کبوتر احمقی که تو تراس کوچیکخونشون لونه کرده دلشون قنجمیرهحالا اونا دیگ...
ادامه مطلب
حلقه مفقوده،کلمه ای به اسم جنگیدن در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «حلقه مفقوده،کلمه ای به اسم جنگیدن» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ((گاهی وقتا شجاعانه ترین کار،زل زدن تو چشمای حقیقته)) این جمله از تیریون لنیستر تو سریال گیمآف ترونز دقیقا وقتی میاد تو ذهنم که صبح یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱ از خواب پاشدم و یا...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «دغدغه» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. میگوهات حالا میخوای چیکار کنی؟نمیدونم دغدغه از این فان تر یا احمقانه تر وجود داشته یا نهولی حقیقت این که واقعا یک برهه از زندگیمون همچین دغدغه ای داشتیممن و مامانزمانی که خونم بندرعباس بودو فصل میگو،فریزرم پرمیکردم ازمیگواین دغدغه با خبر ا...
ادامه مطلب
برنامه محور در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «برنامه محور» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اگه یک روز دختری داشته باشم و بخوام بهش راجب مرد آیندش یا پارتنرش نکته نظری یا پیشنهادی ارائه کنم بهشمیگمببین دخترم بدیهیه که پول خیلی مهمه پس نیازینیس تاکید کنم کهپول جز بدیهیاته دیگه اصنهمین خودم من که بابات باشم...
ادامه مطلب
اگه یک روز دختری داشته باشمو بخوام بهش راجب مرد آیندش یا پارتنرش نکته نظری یا پیشنهادی ارائه کنمبهشمیگمببین دخترمبدیهیه که پول خیلی مهمهپس نیازینیس تاکید کنم کهپول جز بدیهیاته دیگهاصنهمین خودم من که بابات باشمچرا دارمتو خیالاتم بدون این که مامانی وجود داشته باشه باهات صحبتمیکنم؟دقیقا چونپول ندارم و کسی هم محل سگ هم بهمنمیزارهتعارفکه نداریمدیگهپس دقتکنکه پول جز بدیهیاته که البته همه هم خداروشکر بهش واقفناما حالا میرسیم به مردهایی که پول دارن و باید یکیشون انتخابکنی(البته در بهترین حالت)ببین عزیزم بی سرانجامی بدترین چیز یا یکی از بدترینچیزهایی که یکادممیتونه باهاش دست و پنجه نرمکنهپس مردی رو انتخابکن واسه زندگیت که بی سرانجام نباشهواسه زندگیش برنامه محور باشهدختر:ولی بابا تا اونجا که میدونم...
ادامه مطلب
بعد از حدود ۴۰ سال زندگی مشترکبعد چیزی حدود ۴۰ سال کل کلو جرو بحث کوچیک و بزرگمامان و بابا پرچمسفید بردن بالایک صلح پایدارحالا اونا دیگه همزمان دلشون واسه کبوتر احمقی که تو تراس کوچیکخونشون لونه کرده دلشون قنجمیرهحالا اونا دیگه همزمان حواسشون هست که باید به گلها اب بدنحالا اونا دیگه فهمیدن مخاطب حرفهاشونکسی جز خودشوننیسکه جز خودشونمباشه درکی از حرفاشون ندارهحالا دیگه بابا قبول کرده که شبایی که مامان خونه نباشه حداقل راحت خوابش نمیبرهو حالا دیگه مامان باور کرده که اگه بابا نباشه عملا لنگخواهد بودمامان هیچوقت بابا رو به اسم کوچیک صدا نکرد با تموم اینکه بابا با تموم نظامیبودنش و ارتشی بودنش در حسرت شنیدن اسمش از زبونمامان پیرشدو بابا با تموم تلاشهاش برای بدست اوردن دل مامان اما هیچوقت یک ابراز ...
ادامه مطلب
((گاهی وقتا شجاعانه ترین کار،زل زدن تو چشمای حقیقته))این جمله از تیریون لنیستر تو سریال گیمآف ترونزدقیقا وقتی میاد تو ذهنمکه صبح یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱از خواب پاشدمو یادماومده شب قبل تیم محبوبم بعد ۵ سال قهرمانی،به شکلی تلخ قهرمان نشده و حتی وجهه ای از یک تیم قهرمان هم نداشتهو از اون بدتر یادم اومده چقدر حال کشورمومردمش بدهو ناامیدی به آینده و درماندگی به اوجش رسیدهودرکناراین یاداوری هایادماومده که باید خونه رو عوض کنم و برمیکجای به شدتپایینو تازه حال کسب و کارمم همخوب نیسیادماومده این همه جنگاحساسی هیچسودی واسم به جا نزاشتهاین یاد اوریهاچند سوال به ذهنممیارهچرا باید پاشم و سرساعت ده صبحدرمغازم بازکنم وقتی مشتری ای نیس؟کجایکاراشتباه رفتم؟تقصیر من چیه؟چرا باید اینقدر به در بسته ب...
ادامه مطلب
دستهایم بسته استزیرا پاهایم بسته استانگار میانه زمینی هستم که فقط توپ را میگردانمتمام یارانم را اما حریف گرفته استکسی نیست که به اوپاس بدهمباید گل بزنم اماباید زنده بمانمباید توپ را حفظ کنمزمان لازم...
ادامه مطلب
الانکه ساعت ازپنج صبح روز جمعه گذشتهالان که من هنوز نخوابیدمخوابمنبرده یعنیاز گرسنگی اونم در اوج خستگیالانکه دهنم و گلوم.پره از عطر خشره کشالان که اهنگی از یانتیرسن که داره پخش میشهالانکه من دارم...
ادامه مطلب
نمیدونم این هم وعده سر خرمن باشه مث بقیه وعده هام یا نهولی خب از اونجاایی که ۶ سال گذشته از رفتنم به بندرو حالا دارم برمیگردم دوباره به مشهدبرای یکشروع دیگهحسمیکنم وبلاگ همدوباره براماحیا بشهچ...
ادامه مطلب
میدونی وبلاگ جان خانه دوم من بزار واست بگم مشکل کجاست تو حق داری گلایه کنی....چون داری بقیه وبلاگ هارو میبینی سطح خودت میبینی و خلوتیت و سطح بقیه و شلوغیشون همه این ها درست عزیزدلم اما متاسفانه نویسند...
ادامه مطلب
زبان هادهان هافکر هایادشون رفته اون ها هم حق اعتراض دارندیادشون رفته خدا اونها رو امین آشکار سازی اعمال آدمها موقع حسابرسی اعمالشون تو اون دنیاقرار دادهیادشون رفته رسالتشون در مقابل هر سرکوبیهر حرف زوریهر تحجریهرحرف ناحقیاعتراضه و عدم سکوتبدبختانه ولی می دونم،خوب میدونمخسته ان،میترسناونقدر که از قصد و از رواجبار خودشون زدن به فراموشیدشمن این بار توهمی از نام دشمن نیست،غول تاریکی نیستبلکه سلیطه ای است که با لبخندی معصوم و چهره ای دلنشیناما با چشمانی پر از دروغو کلامی سرشار از دورویی و تناقضتو چشمات نگاه میکنهدستاش میکنه تو جیبهات،و جیبت تا اونجایی که فقط چیزی داشته باشی که بخوری و بتونی زنده بمونی،خالی میکنهو به آرومی میگه بهم اعتماد کنیک لحظه که به خودت میای و میبینی ...
ادامه مطلب
هر علتی معلولی داره و بالعس اصن مهمه مگه اینوری یا اون وری؟ مهم این که بارها شنیدیم و گوش ندادیم و فرار کردیم از این واقعیت تلخ که هیچ چیز در این دنیای لایتناهی بی دلیل نیست کافر باش مسلمون باش یهودی هرزه پاک سرشت شترگاو پلنگ اصلا هرچیزی علتی داره عزیزم پس به جای این که بیخودی طفره بری ببین از چه کسی یا چه زمانی یا چه مکانی داری فرار میکنی؟ بعد این دندون لق لامصب بکن و برتش کن بیرون آماااا آیا واقعا میخوای دلیل و علت مشکل پیدا بشه؟ که مبادا کرم از خود درخت باشه.... پس بیخودی در آخر ماجرا خدارو واسه افریدنت متهم نکن چون طوری دقیق و موشکافانه و با ذکر دلیل آفریده هرکسی و هرچیزی رو که مو لای درزش نمیره برو ببین چندچندی با خودت بعد ادعای اعتراض داشتن بکن :) +نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم...
ادامه مطلب
هرکسی باید به نوعی بنویسه نوشتن فقط با قلم نیست با دیدن میشه نوشت با بوکردن میشه نوشت با چشیدن میشه نوشت با حس کردن میش نوشتت قریبا با هرچیزی میشه نوشت ولی باید نوشت تا فراموش نکنیم فراموش نکنیم که باید شکرگزار باشیم فراموش نکنیم که کجا بودیم،چیکار میکردیم و چیکار میخوایم بکنیم حرف از کلیشه نیست سخن مذهبی و نصیحت های احمقانه هم حتی حرف از راحت نفس کشیدنه آرامش داشتن حس خوب داشتن وقتی اساس تلاش کردنه و به نوعی قراردادی منطقی نوشتن و درست نوشتن ما میشه همون تلاش پس بنویسیم و بنویسیم و بنویسیم تا روزی که حفظ بشیم و فراموشمون نشه که عشق و حس خوب داشتن سخت بدست میاد و راحت از دست میره و نگهداریش نیاز به مراقبت داره و به همین راحتی نیست از جمله شکرگزاری داشتنش.... یا به قول مهستی بیا ب...
ادامه مطلب
فیلم رهایی از شاوشنگ ساخته فرانک دارابونتداستان مردی به اسم اندی دوفرین، بانکداری که یک شب به خاطر خیانت زنش تصمیم میگیره با شش گلوله زنش و معشوقه زنش رو بکشهپس کاملا مست میره سروفت زنش و معوشقشاما اونهارو نمیکشهولی از قضا اون شب یک دزد دیگه میره سروقتشون و اونها رو میکشهاما شواهد و قرائن همه علیه ا...
ادامه مطلب
من اسیر سایههای شب شدم،شب اسیر تور سرد آسمون؛پا به پای سایهها باید برمهمه شب به شهر تاریک جنون!دلام از تاریکیها خسته شده،همهی درها به روم بسته شده!چراغ ستارهی من رو به خاموشی میره،بین مرگ و زندهگی اسیر شدم باز دوباره؛...... اگه بخوام با چند بیت شعر شرح حال زندگانیم رو شرح بدم بدون شک این چند...
ادامه مطلب
جمعه قراره یک اتفاق تاریخی برای من بیفتهبعد 27 سال قراره برای اولین بار سوار هواپیما بشم البته پدرومادر به صورت غیرمستند میگن بچه بودی سوار شدی ولی از اونجایی که در حافظه من و حتی برار خواهرهایم از این واقع هیچ تصویری ثبت نشده پس ادعا اثبات نشده تلقی می گردد و جمعه 29 بهمن ماه سال 1395 اولین سفر رس...
ادامه مطلب
برای اون شخصیت منفی ولی شیطون و دوست داشتنی پیمان: به پشت حریفت رسیدی باید باراندازش کنی و دو امتیاز بگیری تا برنده بشی همه دارن نگاهت میکنن و منتظرن تا قدرت نمایی تو رو ببینن از اینور امتحان میکنی..از اونور امتحان میکنی ولی نه...فایده نداره...توانی در بدنت نه....در یک کلام پیر شدی و این یکجورایی شب...
ادامه مطلب