جمعا با خودم شدیم سه شرکت کننده
بنابراین مسابقه به دلیل نرسیدن به حد نصاب ده نفر برگزار نمی شود
ممنون از حضور سبزتون
و تشکر ویژه از دو شرکت کننده گرامی... همین که شرکت کردن دنیایی از منت بر سرم گذاشتن و لطفی پربها در حقم کردن
در ادامه ۵ گانه های اون سه نفر واستون میزارم دوس داشتین استفاده کنید ازشون
پینکی:خخخخخخ یعنی اندازه شلغمی ارزش نداری خخخ فکر کن خخخخخ یعنی ده نفر هم نشدن شرکت کننده هات خخخخ اینقدرم برش نداری یعنی؟خخخخخخ
پیمان:.......
قوس قوس:پینکی جان گناه داره قوسسس مسخرش نکن قوسسسس
میگ میگ:میگگگگ میگگگگگگگگ راست میگه قوسی گناه داره طفلی این پیمان نگو بهش اینجوری میگ میگگگگ
پینکی:نه بابا خودش میدونه شوخی میکنم باهاش...حالا جدا از شوخی چند نفر شرکت کردن؟
پیمان:با خودم سه نفر
پینکی:اوووف بابا محبوبیت
پیمان:خخخ
پینکی:ناراحتی؟
پیمان:نهههههههه بابا...یکم خورده تو ذوقم فقط
پینکی:مرگ نه...خب من میشناسمت دیگه وقتی اینجوری میگی نه یعنی کلی ناراحتی
پیمان:خب آره دیگه خورده تو ذوقم ناراحت نباشم؟اندازه شلغمی حساب نشدم خخخ هرچقدرم بیخیال باشم..سخته دیگه..دنیامون رفته زیر سوال..ذوق هامون رفته زیرسوال..سیاست کارخونه شکلات سازی پیاده میکنم اصن از این به بعد
پینکی:یعنی چی میخوای چیکار کنی؟
پیمان:هیچی همه چی روند خودش داره..میرم وبلاگهای مختلف..مسابقات شرکت میکنم..ولی دیگه این مسابقه آخرین مسابقه ای بود که برگزار کردم
پینکی:مطمئنی؟
پیمان:آره من ذوق هام از سر راه نیاوردم که...این مسابقه و بقیه مسابقه هایی که تو ذهنم بود مستقیم زیر نظر کمیته ذوق هام برگزار میشد و همش ذوق بود و خیلی طرح ها واسش داشتم..برگزارنشدنش میدونی چه ضرری به منابع ذوقم زد؟... حالا که استقبال نشد از این مسابقه..کلا بخش مسابقه رو تعطیل میکنم و نگه میدارمش تا جایی تو دنیای دیگه شاید عملیشون کردم
پینکی:نمیدونم..هرجور صلاحه..ولی توقع نداشته باش از کسی...به هرحال درگیریها زیاده تو دوستان مجازی
پیمان:نه بابا توقعی نیست...دوستای دنیای واقعیم شرکت نکردن چه توقعی از دوستان مجازی میشه داشت آخه..ولی خب من هیچوقت ضررکننده نخواهم بود...چون من که فوضولی خودم دارم خخخ
پینکی:خب دیگه پس غمت چیه
پیمان:آخه از این زورم میگیره فلان وبلاگ با دوروز قدمت شونصدتا خواننده داره مطالب کاملا زرد و کپی پیست در بهترین حالت..مسابقه هم میزاره شرکت کنندش بیا ببین....باور کن اگه من زده بودم تو کار همین مطالب زرد خوانندم بیشتر بود..الان شرکت کننده بیشتر داشتم
پینکی:اولا که اصل اول ما احترام...پس به همه احترام بزار چون ماهم هیچی نیستیم...اما جدا از این اصلا سیاست ما این نیست که خواننده زیاد جذب کنیم...ما چیزی که فکر میکنیم درسته رو مینویسیم و چیزی که فکر میکنیم بهش و سبک سنگینش میکنیم و بهش اعتقاد داریم که ثبتش میکنیم..دیگ بقیه بنا به اعتقادات و تفکراتشون که جذبش بشن یا نشن
پیمان:دلت خوشه ها....این روزها دیگه کسی حوصله نداره خیلی بره تو عمق مطلب...مطالب سطحی که چندخط روزمرگی همه میخونن و رد میشن و تعداد خوانندشم بالا
پینکی:به هرحال اگه من مدیریت pinky world به عهده دارم اجازه نمیدم مطالب جهت محبوبیت و بالا رفتن خواننده ثبت بشه...چون اینجوری از خودمون و اون چیزایی که واسه حفظشون جنگیدیم دور میشیم...ملاک ما پربازدید بودن و محبوبترین وبلاگ شدن نیست..سیاستهامون مشخص..گفته باشم..دیگه هم حرفی از ثبت این مطالب نمیزنی
پیمان:بروبابا..همین که با خودم شدیم سه نفر....اه
پینکی:آخییییییی به قول مامان کافرا بمیرن چوغوکا تب کنن خخخخ بیا بغلم عجیحممممم
پیمان:اه اه برو ببینم بدم میاد از این لوس بازیا
پینکی: عزیزم به اعصابت مسلط باش دیگه....دموکرات باش اصن
پیمان:نیستم مگه؟چیزی گفتم مگه؟
پینکی:تابلو هنوز یکجوری ای خو..تازه بعد این همه غر زدن
پیمان:خورده تو ذوقم خو..درد کمی نیست
پینکی:خب حق بده به بقیه هم یکم...شاید درگیر بودن...خیلیا که لطف کردن و گفتن اصلا ما به دلیل مشکلات مختلف شرکت نمیکنیم..خیلیا هم شاید با شرایط مسابقه نتونستن کنار بیان..شاید اصن شرایط حضورش سخت بوده مثلا همین لینک دادن واسه خیلیا سخته خب خداییش
پیمان:ببین تو من میشناسی...میدونی که دوس دارم اگه کاری انجام میشه کامل انجام بشه...وگرنه انجام نشه..شل کن سفت کن دوس ندارم....واسه همینم اصلا پشیمون نیستم از شرایطی که واسه مسابقه گذاشتم
پینکی:همین که محبوب نیستی دیگه خخخخ خوانندگان وبت هم زیاد نیستن خخخخ بس که غد و یک دنده ای خخخخ
پیمان:ای نامرد
پینکی:خخخ حالا بیخیالش
پیمان:خبری نیست باو
پینکی:آفرین..آروم باش چون آرامش خوب است
پیمان:خخخخ
پینکی:خخخخ
متاسفانه به دلیل مشکلات لینک گذاشتن در بلاگفا..برای مشاهده ۵ گانه ها و لینکهای دانلودشان استثنا برای این پست به وبلاگ دیگرم یعنی
w w w . freemine . blog .ir
مراجعه کنید
باتشکر از لطفتان
برچسب: مسابقه و اما اصفهان,
نویسنده: آرمان رستمی