فرهنگ زدا
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:20
xa0این که در عنفقان(انفقان یا اونفقان یا هر کوفت دیگه ای) سال ۲۰۲۰ هنوز شاهد وبلاگهایی هستیم که رمز دارنمخصوص خانومهاxa0 و عکسهاای(تازه اندکی)بی حجابی گذاشته شدهنشون دهنده اینکه ما تونستیم در امر جهل خو
بدون تعارف
-
تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 21:46
میدونی وبلاگ جان خانه دوم من بزار واست بگم مشکل کجاست تو حق داری گلایه کنی....چون داری بقیه وبلاگ هارو میبینی سطح خودت میبینی و خلوتیت و سطح بقیه و شلوغیشون همه این ها درست عزیزدلم اما متاسفانه نویسند
بازگشت ها
-
تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 21:46
این که بلاخره برمیگردمبه کنار اینکه میدونم دوباره ابنجا هممینویسم به کنار ولی الان بحثی که هست حس الانمه یک حس قاطی شده با حسادت و خوشحالی و تفکر برای منی که دوس دارم همه چیز داشته باشم و در بند ه
فراموشی اجباری
-
تاریخ: 1396/11/22 ساعت: 12:26
زبان هادهان هافکر هایادشون رفته اون ها هم حق اعتراض دارندیادشون رفته خدا اونها رو امین آشکار سازی اعمال آدمها موقع حسابرسی اعمالشون تو اون دنیاقرار دادهیادشون رفته رسالتشون در مقابل هر سرکوبیهر حرف زوریهر تحجریهرحرف ناحقیاعتراضه و عدم سکوتبدبختانه ولی می دونم،خوب میدونمخسته ان،میترسناونقدر که از ق...
بعد از سفر
-
تاریخ: 1396/10/27 ساعت: 14:01
از سفری چندساله برمیگردی فکر نمیکردی دوستان دور هم جمع باشند ولی جمع اند همه اولش خوشحال میشی ولی بعدش.... چطور میشه اونها با همون طرز تفکر مونده باشن؟ دلت میگیره با خودت فکر میکنی..کلنجار میری به یک نتیجه میرسی یادته بچگیات فکر میکردی همه میتونن هرچی داخل سرت میگذره رو ببینن؟ واسه همین هیچوقت دروغ ...
دوپهلو
-
تاریخ: 1396/10/27 ساعت: 14:01
هر علتی معلولی داره و بالعس اصن مهمه مگه اینوری یا اون وری؟ مهم این که بارها شنیدیم و گوش ندادیم و فرار کردیم از این واقعیت تلخ که هیچ چیز در این دنیای لایتناهی بی دلیل نیست کافر باش مسلمون باش یهودی هرزه پاک سرشت شترگاو پلنگ اصلا هرچیزی علتی داره عزیزم پس به جای این که بیخودی طفره بری ببین از چه کس...
اشکهای خنده دار
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 3:45
همچو ستاره های پر زرق و برقکه از تاریخ فوتشون سالها میگذردمرده ام مندر حسرت یکبار زل زدن به چشمهای بنفش رنگتدلقکی که تا مرگاشکهایش باعث خنده دیگران است... +xa0نوشته شده در xa0شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۶ساعتxa023:22  توسطxa0پیمانxa0 |xa0
نوع های نوشتن
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 3:45
هرکسی باید به نوعی بنویسه نوشتن فقط با قلم نیست با دیدن میشه نوشت با بوکردن میشه نوشت با چشیدن میشه نوشت با حس کردن میش نوشتت قریبا با هرچیزی میشه نوشت ولی باید نوشت تا فراموش نکنیم فراموش نکنیم که باید شکرگزار باشیم فراموش نکنیم که کجا بودیم،چیکار میکردیم و چیکار میخوایم بکنیم حرف از کلیشه نیست سخن...
از سفر بازگشته
-
تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 15:36
حالت کسایی دارم که دور دنیارو زدن و برگشتن و به این نتیجه رسیدن هیچ جا وطن خود ادم نمیشه البته نمیخوام لوس بازیای گذشته رو دربیارم یکم بزرگتر شدم یعنی تو این شیش ماه خخخ ولی خب منطقی که نگاه کردم دیدم واقعا واسه نوشتن اونم بلند هیچی مثل کامپیوتر نمیشه با گوشی خیلی اعصابت خورد میشه و مجبوری کوتاه تر ...
تکلیف
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 11:48
بهم میگه تو که تو شهری به شدت گرم هستی نمیخواد روزه بگیریمیگمxa0 نمیشه دیگه...تکلیفه تو دلم ولی از جوابم بدم میاد...از خودم بدم اومد یکم دل خدارو شکستم ،احساس کردم احساس کردم خدا به دیوار تکیه داده و بعض کرده و تو چشمام نگاهxa0 میکنه و میگه تکلیف؟نامرد،تکلیف؟تو دیگه حداقل این نگو دیگه... از جوابم شر...
یادداشتی بر فیلم رهایی از شاوشنگ
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 14:31
فیلم رهایی از شاوشنگ ساخته فرانک دارابونتداستان مردی به اسم اندی دوفرین، بانکداری که یک شب به خاطر خیانت زنش تصمیم میگیره با شش گلوله زنش و معشوقه زنش رو بکشهپس کاملا مست میره سروفت زنش و معوشقشاما اونهارو نمیکشهولی از قضا اون شب یک دزد دیگه میره سروقتشون و اونها رو میکشهاما شواهد و قرائن همه علیه ا
دغدغه زنده
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 14:31
شوخی شوخی دوماه شد که رسما حداقل پشت کامپیوتر تو وبلاگ فعالیت نداشتمیکم باورش برام سخته چیجوری منی که اینجا خونه دوممه و تو شرایط سخت هرطوری بود میومدم به آغوشش حالا با امکانات راحت هم سری بهش نمیزنم بعد دوماه نمیتونم بگم فراموشش کردم..نمیتونم بگم دلم زده..نمیتونم بگم که وقتش ندارم..نمیتونم بگم قدیم
جشنواره ی خر
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 14:31
من اسیر سایههای شب شدم،شب اسیر تور سرد آسمون؛پا به پای سایهها باید برمهمه شب به شهر تاریک جنون!دلام از تاریکیها خسته شده،همهی درها به روم بسته شده!چراغ ستارهی من رو به خاموشی میره،بین مرگ و زندهگی اسیر شدم باز دوباره؛...... اگه بخوام با چند بیت شعر شرح حال زندگانیم رو شرح بدم بدون شک این چند
هم نوا با آقای خلبان
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 14:31
جمعه قراره یک اتفاق تاریخی برای من بیفتهبعد 27 سال قراره برای اولین بار سوار هواپیما بشم البته پدرومادر به صورت غیرمستند میگن بچه بودی سوار شدی ولی از اونجایی که در حافظه من و حتی برار خواهرهایم از این واقع هیچ تصویری ثبت نشده پس ادعا اثبات نشده تلقی می گردد و جمعه 29 بهمن ماه سال 1395xa0 اولین سفر ...
شخصیت منفی ولی دوست داشتنی
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 14:31
برای اون شخصیت منفی ولی شیطون و دوست داشتنی پیمان: به پشت حریفت رسیدی باید باراندازش کنی و دو امتیاز بگیری تا برنده بشی همه دارن نگاهت میکنن و منتظرن تا قدرت نمایی تو رو ببینن از اینور امتحان میکنی..از اونور امتحان میکنی ولی نه...فایده نداره...توانی در بدنت نه....در یک کلام پیر شدی و این یکجورایی شب
من و هواپیما یهویی
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 14:31
[unable to retrieve full-text content]داستانی شبیه داستانهای آقوی همساده(شخصیتی در سریال کلاه قرمزی) منتها این بار کاملا وقعی آقا ما یکبار میخواستیم برای اولین بار سوار هواپیما بشیم تا برای خودمون تاریخساز بشیم و اتفاقی تاریخی در زندگی خویش ثبت کنیم رو این حساب بعد گرفتنبلیطی چارتر و چیلیک چیلیک ع
روم سیاه
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 14:31
درودددو بعله من مجددا برگشتم با دلی تنگ با انبوهی از نشدن ها و مقداری زیاد شرمساری به خصوص از بعضی دوستان که تبریک سال نوxa0 هم بهشونxa0 نگفتم امیدورم از این به بعد که کنکورم تموم شده بیشتر باهم باشیم و خوش بگذرونیم واقعا دوری سختی بود ولی خب چاره ای هم نبود ....خلاصه خیلی دلم براتون تنگید و ببخشید ...
ادای دین
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 14:31
این پست یکجور ادای دین ،یکجور تخلیه شدن،حتی یکجور عقده گشایی میشه گفت یا احترام ،به جواب یا جوابهایی که در مقابل بعضی از پرسش ها که در محافلی خاص مثل دورهمی های فامیلی یا دوستانه و دیدارهایی دونفرهxa0 و حتی در چتهاxa0 در سینم شکل میگیرن اما حبس میشن و خاک میخورن و نمایششون و بیانشون به حسرتی ابدی تب...
راه رفتن و بلغور کردن
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 14:31
تو بیرون شهر داشتم با روزبه راه می رفتم و حرف میزدمبهش گفتم با این حساب از نظر من آدمها سه دسته ان: ادمهایی که خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو ادمهایی که از جنگیدن خسته انxa0 و یک گوشه ای کز کردن ادمهایی که تا اخر میجنگن گفت بازش کن،بازش کردم دسته اول کسایی که خودشون نیستن و سختی راه دو دسته دیگه میب...
اعتماد به روحانی
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 14:31
قصدی نداشتم که حداقل تو این وبلاگ حرفی از انتخابات بزنمxa0 چون خب با مسلکش فرق میکنه اینجور حمایتها و بازیهای سیاسی که خب واقعا معلومنیست حق چیهاما خب با حمایت میرحسینموسوی از حسنروحانی...کسی که ۸ سال پیش عهدی رو باهاش بستمو لبیکش گفتمکه هنوز هم بهش وفادارمچرا که اعتقاد دارم از پاکترین نفرات سیاس